الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

121

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

: از پيش‌رو ، پشت سر ، از راست و چپ مىآيد تا در حال غفلت ، او را تسليم خود سازد و درك و شعورش را بدزدد . ( آرى ) ابو سفيان در زمان عمر ابن خطاب سخنى بدون انديشه از پيش خود و با تحريكات شيطان مىگفت ، ولى اين سخن آن قدر بىپايه است كه نه با آن نسب ثابت مىشود ، و نه استحقاق ميراث مىآورد . كسى كه به چنين سخنى متمسك شود همچون شتر بيگانه‌اى است كه در جمع شتران يك گله وارد شود و بخواهد از آبخورگاه آب بنوشد ، كه بالاخره همه آن را كنار مى - زنند و از آب خوردن منعش مىنمايند ، و يا همانند ظرفى است كه ببار مركبى بياويزند كه با حركت مركب همواره در تزلزل ، و اضطراب است . هنگامى كه « زياد » اين نامه را مطالعه كرد گفت به پروردگار كعبه سوگند كه امام ( ع ) با اين نوشته شهادت بر اين مطلب ( كه در دل من بوده ) داده است و اين همچنان در قلبش بود تا زمانى كه او را دعوت به ملحق شدن نمود . شريف رضى مىگويد . « واغل » حيوانى است كه براى نوشيدن هجوم مىآورد ولى جزو اين گله از شتران نيست . و همواره ديگر شتران آن را عقب مىرانند . و نوط المذبذب ظرفى است كه در كنار مركب مىآويزند . همواره در حركت است و از اين طرف به آن طرف مىافتد . و هر گاه مركب پشتش را حركت دهد و يا در راه رفتن عجله كند مىلرزد . 45 - از نامه‌هاى امام عليه السلام به « عثمان بن حنيف انصارى » فرماندار بصره ، پس از آن كه به حضرت گزارش داده شد ، كه يكى از ثروتمندان بصره وى را به ميهمانى دعوت كرده و او پذيرفته است . ( 483 . ) اما بعد ! اى پسر حنيف ! به من گزارش داده شده كه مردى كه از متمكنان اهل « بصره » تو را به خوان ميهمانيش دعوت كرده ، و تو به سرعت به سوى آن شتافته‌اى ، در حالى كه طعامهاى رنگارنگ ، و ظرفهاى بزرگ غذا يكى بعد از ديگرى پيش تو قرار داده مىشد . من گمان نمىكردم تو دعوت جمعيتى را قبول كنى كه نيازمندانشان ممنوع ، و ثروتمندانشان دعوت شوند . به آنچه مىخورى بنگر ( آيا حلال است يا حرام ؟ ) .